در حال خواندن
شعر طنزی که برای روحانی سروده شد!
0

اکنون دیگر عبارت «خیلی خطرناکه حسن» از انمیشین‌های تلویزیونی فرا‌تر رفته و به عالم سیاست وارد شده است. آنهایی که آن زمان به سازنده آن انیمیشن‌ها انتقاد می‌کردند، که چرا نام حسن را برای یکی از شخصیت‌های آن انیمیشن برگزیده‌اند، احتمالا نمی‌دانستند روزی در ایران شخصی به نام حسن به ریاست جمهوری می‌رسد که طنز‌پردازان برای او هم عبارت خیلی خطرناکه حسن را به کار می‌برند
به گزارش «تابناک»، در روزهای گذشته، کلیپ شعر خوانی کاوه جوادیه در فضای مجازی بین کاربران می‌چرخد؛ کلیپی که در آن کاوه جوادیه شعر طنز خود با نام «بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!» را برای مخاطبانش می‌خواند. هرچند ‌این شعر طنز‌ در نگاه نخست و شنیدن اولیه، لبخند به لب مخاطبان می‌آورد،‌ در درون خود‌ نقدی هجو‌گونه از دوره زمامداری احمدی‌نژاد ارائه می‌کند، اما شاعر به زبان مردم از رئیس‌جمهور خواسته‌هایشان را می‌طلبد؛ آن هم در زمانه‌ای که دیگر گل آقایی نیست که درد مردم را به طنز و بدون کینه و مرض به مسئولان منتقل کند، تا هم آنان را بخنداند و هم بگریاند! در این شعر طنز، مردمی که به امید تغییر و اصلاح شرایط موجود به حسن روحانی رأی داده‌اند، از او انتظار دارند که کار کند و اوضاع را تغییر دهد، اشاره می‌کند و از او مطالبه امید می‌کنند، امیدی که باید از فراز پاستور، نهاد ریاست جمهوری دمیده شود تا با امید مردم به آبادانی یکی شود و کشور رو به جلو حرک کند. شاعر طناز از روحانی می‌خواهد که دغدغه‌های مردم، گرانی، تورم و… دغدغه‌اش باشد. نگرانی قشرهای ضعیف و کمتر بهره‌مند را با شوخی و مطایبه از سر وانکند. با مردم رو‌راست باشد و مردمی را که تورم و گرانی امانشان را بریده است، به خرید از سر کوچه رئیس جمهور حواله ندهد! اگر توان کنترل اوضاع را نداشت، با اعصاب و روان مردم هم بازی نکند! به درد مردم بی‌تفاوت نباشد. از او می‌خواهد حاشیه‌ها را به جای متن در نظر نگیرد. هر چه هست و هر چه درباره‌اش می‌گویند برای خودش باشد. هاله‌های نور ریاست جمهوری برای مردم و کشور نفعی ندارد. اگر شخصیتی درجه یک معنوی است؛ بداند که عرفا و مقامات‌داران معنوی هیچ گاه مقامات معنوی خود را داد و فریاد نزده‌اند! مقام معنوی یک مسئول اگر به کار ‌دنیا و آخرت خود و مردمش نیاید، چه فایده‌ای دارد؟ تنها مقامی که تبلیغات نمی‌خواهد، اتفاقا مقامات معنوی است! هاله‌ها و کهکشان‌های نور را ببیند، اما بگذرد! از ریخت و پاش جلوگیری کند. حالا که مردم حق حکومت به او داده‌اند او حق مردم را بدهد. مردمی که به یک نفر حق کلان داده‌اند، از او حقشان را ‌می‌‌خواهند. انتظار نداشته باشد که مردم همچنان دنبال او برای حقشان بدوند! حق مردم را در کانال خودش قرار دهد تا به مطالبه دهندگانش برسد! به عهدش وفا کند. تلاش کند که بتواند و اگر نتوانست رو‌راست به مردم بگوید نمی‌تواند. انکار واقعیت‌ها، نخستین راهکار مسائل برایش نباشد. اول مسلمان باشد و بعد بکوشد که مؤمن هم باشد که از صفات مومنین است که به عهد خود وفا کنند و از امانتی که به او داده‌اند امانتداری کند. بداند که مردم عهد اخوتی با کسی نبسته‌اند. تا زمانی که در مسیر مردم باشد و برای مردم کار کند و آنان را به تدریج به مطلوبیت‌ها در حد توان ‌برساند، حمایت می‌کنند و تشویق، و‌گرنه بداند که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی! او هم مانند گذشتگان خود خواهد رفت! 
ﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺣﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﻡ،  ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ  ﯾﻪ ﺑﺎﻏﯽ ﺗﻮﯾﻪ ﭘﺎﺳﺘﻮﺭﻩ،  ﮐﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎﺵ ﻣﯿﺎن ﻣﯿﺮﻥ  ……………………………………………………. 
ﺁﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺣﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﯾﻪ ﺑﺎﻏﯽ ﺗﻮﯾﻪ ﭘﺎﺳﺘﻮﺭﻩ،
ﮐﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎﺵ ﻣﯿﺎن ﻣﯿﺮﻥ
…………………………………………………….
ﺑﯿﺎ ﻭ ﺗﺨﻢ ﮔﻞ ﺑﭙﺎﺵ ﮔﻞ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭﻃﻦ ﺑﺰﻥ
ﭼﺸﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺘﻪ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﻭﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻭ ﺯﻥ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﻧﮕﯽ ﮔﺮﻭﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ، ﻧﮕﯽ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﻧﺮﺥ ﺑﺮﻕ ﻭ ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻭ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﮔﺸﻨﻪ ﻣﻮﻧﺪﻥِ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﺗﻮﯼ ﻣﺤﻞ ﻣﺎ ﺍﺭﺯﻭﻧﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ
ﺭﺋﯿﺲ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﺎﻟﯽ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﭘﺮﻭ،
ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﺳﻮﻣﺎﻟﯽ ﯾﻪ ﺍﺳﻘﻔﯽ ﺗﻮ ﻭﺍﺗﯿﮑﺎﻥ،
ﮐﺎﻫﻦ ﭘﯿﺮ ﻧﭙﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺮﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ
ﻣُﺮﺩ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮ ﺑﻐﻞ ﻧﺰﻥ
( ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﯽ ﺳﻔﺮ، ﭼﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﭼﻪ ﺩﺍﺧﻠﯽ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﺮ، ﭼﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺎﻣﯿﻠﯽ
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﭼﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ
ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻧﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﻮﻟﻮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﯿﻠﯽ
ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﺕ ﭘﺸﺖ ﻧﮑﻨﯽ، ﭼﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺳﺨﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﻒ ﺑﮑﺸﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻨﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﺶ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻣﻘﺪﺳﯽ، ﻫﺎﻟﻪ ﻧﺒﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﺳﺮﺕ
ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﭼﺸﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﺧُﻠﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺏ ﻭ ﮔِﻠﻤﻮ
ﺷﻮﺧﯽ ﻭ ﺟﺪﯼ ﮔﻔﺘﻤﺶ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﻤﻮ
ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﺍﯾﻮﻟﻤﻮ
ﺍﻣﺎ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺭ ﻧﺸﯽ ﻭ ﺳﺮ ﻧﺒﺮﯼ ﺣﻮﺻﻠﻤﻮ
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻨﻪ ﻧﮕﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )

درباره نویسنده
عبداله افتاده
دانش آموخته رشته روابط عمومی الکترونیک هستم، به واسطه شرایط زندگی رشته‌های مختلف کاری را تجربه کردم، تا اینکه در سال 1380 با ورود به خبرگزاری ایرنا استان تهران به عنوان خبرنگار متوجه اشتیاق فراوان به این حرفه شدم. از آن زمان تاکنون نیز در رسانه‌های مختلف در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات مشغول به فعالیت بوده‌ام. موجب خرسندی است اگر انتقادات، پیشنهادات و سوژه های خبری خود را از طریق کانال‌های ارتباطی زیر با من به اشتراک بگذارید.

ارسال یک نظر