در حال خواندن
پس چرا هیچ خبری نمی‌شود؟
0

در سی و سومین جشنواره فیلم فجر در بر همان پاشنه همیشگی می‌چرخد. طبق روال همیشگی و به قول آقای رضاداد همه چیز آرام است.
 میپنا – سال پیش، برف کمر درخت‌های پرتقال تنکابن را شکسته بود، نصف مملکت را فلج کرده بود و داشت می‌رفت که به بحرانی بزرگ تبدیل شود. وقتی می‌خواستی برای دیدن فیلم‌ها به برج میلاد بروی، باید از میان انبوهی برف عبور می‌کردی، مدام توی محوطه سر می‌خوردی و روی فرش یخ زده‌ای راه می‌رفتی که زمانی قرمز بود. اما حالا؟ آسمان آبی است. بزرگترین هیجان، می‌تواند وزیدن باد باشد. بادی که مجال می‌دهد آسمان تهران را آبی را ببینیم. امروز با «رخ دیوانه» ابوالحسن داودی شروع شد. فیلمی که خیلی‌ها را راضی کرد، خیلی‌ها را هم ناراضی. توی فیلم آدم‌ها به هم دروغ می‌گفتند ولی نکته این بود که دروغ‌ها خیلی جدی بازی می‌شد. شاید به خاطر همین بود که ابوالحسن داودی در نشست خبری‌اش گفت همه سینما دروغ است. همین و تمام. ولی هر چقدر امسال از برف بی‌نصیبیم مرتضی فرشباف کارگردان فیلم «بهمن» آن قدر برف بر سرمان ریخت که چشم و دل سیر شدیم. هر چند بعد از دیدن آن همه برف و یادآوری روزهای سپیدی که انگار مربوط به سال‌ها پیش هستند، دیدن آفتابی که همه جا پهن شده کمی ناراحت کننده بود. اما هر چقدر هوا گرم است امسال انگار قرار نیست تنور جشنواره گرم شود. همچنان آدم‌ها می‌روند و می‌آیند، خبرنگارها سراغ چهره‌ها می‌روند تا مصاحبه کنند، عکاس‌ها دنبال سوژه‌اند و همه چیز بر همان مدار همیشگی می‌چرخد. این را ظاهرا آقای رضاداد هم به ابوالحسن داودی گفته است. این که امسال فضا آرام است و فکر می‌کنم به طرز مشکوکی اتفاقی در حال رخ دادن است.راستش خیلی هم نمی‌شود انتظاری داشت. وقتی همه مهره‌ها را طوری می‌چینی که هیچ چیز از جایش تکان نخورد و چیزی را هم تکان ندهد، چه انتظاری می‌توان داشت؟ حتی «رخ دیوانه‌»ای مثل فیلم ابوالحسن داودی هم با حرکت یکسره‌اش نمی‌تواند خیلی چیزی را عوض کند. سهیلا گلستانی هم با «دو» به عنوان کارگردان در جشنواره حضور داشت. فیلمی که ظاهرا آدم‌ها را با یک علامت سئوال بزرگ از سالن سینما بیرون فرستاد. پرسش‌هایی بی‌جواب و طولانی. هومن سیدی هم بعد از بازی در «بوفالو» با «اعترافات خطرناک ذهن من» باز به جشنواره برگشت. این بار به عنوان کارگردان. گروهش به دلیل به تاخیر افتادن نمایش فیلم ترجیح دادند قبل از نمایش به روی سن نروند، فقط هومن سیدی آمد و گفت که فیلمش را به دو فیلمبردار سینمای ایران محمود کلاری و حسین جعفریان تقدیم می‌کند. فردا روز ششم است. سی و سومین جشنواره فیلم فجر افتاده توی سراشیبی. دونده این ماراتن اما فقط بازیگران و کارگردانان و عوامل فیلم‌ها نیستند. آدم‌هایی که هر روز راهی سینماها می‌شوند و توی صف می‌مانند تا بی‌وقفه فیلم ببینند هم بخشی از دوندگان این ماراتن هستند. تنها دوندگانی که برای جایزه نمی‌دوند هدف آن‌ها فقط دیدن فیلم خوب است. 

درباره نویسنده
عبدالله افتاده

ارسال یک نظر