در حال خواندن
اپراتور چهارم و درس‌های بزرگ «گوگل فایبر»
0

روز جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳ از قول معاون محترم سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی مطلبی منتشر شد با این مَطلع که اپراتور اتصال فیبر نوری منازل، تاکنون کار جدی برای اجرای این پروژه انجام نداده است. یک روز بعد، تفسیری از نگارنده در مورد پروانه جدید FCP در صفحه دوم هفته نامه عصر ارتباط به چاپ رسید که در آن به حلقه‌های مهم «زنجیره ارزش صنعتی» و ضرورت تقسیم کار ملی میان دولت و بخش خصوصی، به هنگام اجرای پروژه‌های عظیم مخابراتی اشاره شده است.

نود آی سی تی – بدون شک، پروژه اتصال فیبر نوری منازل در سراسر کشور، از لحاظ حجم کار و سرمایه‌ای که می‌بَرَد، بلندپروازانه‌ترین و لذا عظیم‌ترین پروژه مخابراتی است که سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی تاکنون تعریف کرده است. پس اگر بناست پروژه‌ای به این عظمت با موفقیت انجام شود، ضروری است که تقسیم کار ملی میان حاکمیت و بخش خصوصی جدی گرفته شود. منظور از “حاکمیت” البته، تنها وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نیست و نهادهای حاکمیتی متعددی را در بر می‌گیرد. در این تقسیم کار میان حاکمیت و بخش خصوصی، سهم حاکمیت، ابتدا به ساکن روی نیمی ‌از حلقه‌های زنجیره ارزش صنعتی پروژه آغاز می‌گردد، و سپس، ادامه و تکمیل آن به بخش خصوصی سپرده می‌شود.لذا از حاکمیت می‌توان پرسید: اگر به قول شما، اُپراتور اتصال فیبر نوری منازل تاکنون کار جدی برای اجرای این پروژه عظیم ملی نکرده، آیا حاکمیت سهم خود را جداً اَدا کرده است؟×× مقایسه پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران و ایالات متحدهدرست همزمان با طرح اُپراتور اتصال فیبر نوری منازل در ایران، گوگل نیز پروژه «گوگل فایبر» را در ایالات متحده مطرح می‌کند.تفاوت‌های این دو طرح را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:۱- اُپراتور اتصال فیبر نوری منازل در ایران مجبور است در ازای دریافت پروانه فعالیت خود، ابتدا به ساکن، یکصدوده میلیارد تومان به دولت بپردازد، ولی «گوگل فایبر» نیازی به پرداخت حق پروانه به کمیسیون فدرال ارتباطات (FCC) ندارد.۲- دولت ایران و در نتیجه، مقررات گذار ارتباطات در ایران، در پروژه اتصال فیبر نوری منازل دارای سهمی ‌۲۰ درصدی است، در صورتی که در ایالات متحده و در اکثر قریب به اتفاق کشورهای عضو اتحادیه بین المللی مخابرات و سازمان جهانی تجارت، دولت و مقررات گذار بخشی حق داشتن هیچ مالکیتی در بخش را ندارند.۳- در ایران، نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل می‌خواهد وارد بازاری شود که نیمی‌ از آن (در بخش شبکه بین شهری) در انحصار قانونی شرکت ارتباطات زیرساخت و نیمی ‌دیگر (در بخش شبکه دسترسی) در انحصار ابهام‌دار شرکت مخابرات ایران است، در حالی که «گوگل فایبر» با هیچ انحصاری مواجه نیست.۴- نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران مدعیان و رقبای غیر قانونی بسیاری در میان شهرداری‌های مراکز استان‌ها دارد، در حالی که – برای مثال- شهرداری شهر کانزاس از پروژه اتصال فیبر نوری منازل توسط «گوگل فایبر» در شهر کانزاس، این گونه استقبال می‌کند که می‌گوید، اولاً: از شرکت گوگل بابت کندن پیاده رو‌ها و حفاری در خیابان‌های شهر، هیچ پولی نخواهد گرفت؛ ثانیاً: شهرداری، پرداخت هزینه‌های مصرف برق گوگل را متقبل می‌شود.۵- اگر نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران باید ابتدا به ساکن مبلغ گزافی را بابت حق پروانه به دولت بپردازد، حکومت‌های ایالتی در آمریکا، خرسندی خود را از ابتکار عمل گوگل این گونه اعلام می‌کنند که می‌گویند گوگل می‌تواند هزینه‌های اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل را از مالیات خود کم کند.۶- اگر نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران برای استفاده از دکل سایر شرکت‌ها جهت کشیدن کابل نوری هوایی، مجبور است توافق شرکت‌های دارنده دکل را به زحمت و با پرداخت پول جلب کند، در ایالات متحده، دکل‌های موجود، به منظور ارزان تمام شدن هزینه‌های گوگل در اختیار گوگل قرار می‌گیرند.۷- هنگامی ‌که نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران در حال اجرای این پروژه عظیم است و حتی پس از تکمیل آن، باید به فکر محتوای جذاب برای جذاب کردن اشتراک این اتصالات باشد؛ ولی مقررات گذاران محتوا در ایران هم متعددند و هم سخت گیر. در حالی که گوگل هم خود دارای جذاب‌ترین محتواهای موجود در فضای سایبری است و هم بخش تولید محتوا در ایالات متحده، آزاد است، یعنی فاقد مقررات‌گذار.۸- نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در نهایت نمی‌تواند قیمت خدمات خود را رأساً تعیین کند و آن را از برنامه کسب و کار (یا BP و طرح تجاری اش) مشتق نماید، بلکه این کمیسیون و سازمان تنظیم مقررات ارتباطات، شورای اقتصاد و شورای رقابت و چند مرجع دیگر است که قیمت خدمات را تعیین می‌کنند، در حالی که گوگل، پیشاپیش اعلام می‌کند، اگر “کامکست” برای اتصال ۱۰۰ گیگا بیت برثانیه، یکصد دلار در ماه می‌گیرد، گوگل تنها ۸۰ دلار خواهد گرفت. (اگرچه هزینه اجرای دسترسی نوری برای هر منزل، برای مجری، شرکت گوگل، بین ۸۵۰ دلار تا ۱۲۵۰ دلار تمام می‌شود)۹- اگر نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران نمی‌داند چه تعداد تقاضای واقعی در کدام محله‌ها وجود دارد، متقاضیان اتصال گوگل فایبر در شهر کانزاس، همگام با اسقبال شهرداری‌ها و حکومت ایالتی، پیشاپیش با پرداخت ده دلار در پورتال گوگل فایبر نام نویسی نمودند و لذا کار اولویت بندی را برای کابل کشی توسط مجری آسان کردند.۱۰- در نهایت، اگر برای نامزد اجرای پروژه اتصال فیبر نوری منازل در ایران نمی‌صرفد که مرکز تحقیقاتی مختص این پروژه ایجاد کند و دولت نیز کاری در قبال تحقیق توسعه در این زمینه انجام نمی‌دهد یا برای مجری این پروژه انجام نمی‌دهد، در مورد گوگل فایبر، کاملاً برعکس است: گوگل پیشاپیش دارای مرکز تحقیقاتی معظم است، به طوری که ساخت مودم‌ها و پایانه‌های ویژه اتصال نوری ۱۰۰ گیگا بیت برثانیه خود را رأساً به عهده می‌گیرد.اکنون، خواننده گرامی‌خود قضاوت کنید: هم افزایی در کشور ما چقدر اندک است و در کشورهای توسعه یافته، چقدر زیاد! آیا وظیفه دولت، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و کمیسیون و سازمان تنظیم مقررات در ایران، ابتدا به ساکن پول‌های میلیاردی مطالبه کردن از اُپراتورها است؟قبول کنیم که وظیفه حاکمیت در بازار مخابرات کشور، بیش از مطالبه و تهدید کردن اُپراتورها و پیش از هر فعالیتی، اجرای اصلاحات ساختاری در بخش است؛ و پس از آن، درک وظایف اولیه خود به عنوان دولت ملی در قبال بخش خصوصی و مردم.

درباره نویسنده
عبدالله افتاده

ارسال یک نظر